خوش آمدید به تالار گفتگوی والا موزیک
تالارهای گفتگوی والا موزیک یک انجمن تخصصی با محور موضوعات مربوط به موسیقی است که هدف اصلی آن ایجاد فضای تخصصی و افزایش علم و آگاهی کاربران ایرانی در زمینه موسیقی میباشد . کلیه موضوعات بصورت طبقه بندی شده ارایه شده و همه کاربران میتوانند با توجه به قوانین به بحث و تبادل نظر درباره موضوعات مطرح شده بپردازند.

دیسکوگرافی والاموزیک


کانال تلگرام والا موزیک

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    184
    نوشته ها
    7

    Post اصطلاح موسیقی کلاسیک

    اصطلاح موسیقی کلاسیک

    حتی اگر در موسیقی خیلی حرفه ای نباشیم و دو قطعه کاملا ناشناس برای ما پخش کنند خیلی سریع میتونیم با یک قضاوت اولیه بگیم که کدامیک از این دو قطعه کلاسیک است و کدام نیست.
    چرا اینگونه است؟
    اصلا به واقع موسیقی کلاسیک یعنی چه؟
    آیا هر قطعه ای که در آن دسته سازهای زهی و برنجی و ... به اجرا میپردازند یا یک پیانیست خیلی دقیق و درست به اجرای نت میپردازد کلاسیک هست و بقیه قطعات که نوازنده ها اغلب بدون داشتن نت به اجرای موسیقی میپردازند کلاسیک نیست؟
    بسیاری از ما موسیقی افرادی چون باخ، هندل، ویوالدی، شوپن، لیست، واگنر، چایکفسکی، اشتراوس و ... را کلاسیک مینامیم حال آنکه تمام این بزرگان سبکی غیر از کلاسیک در موسیقی دنبال میکردند.
    آنچه کاملا مشخص هست موسیقی این افراد به انظمام موسیقیدانان کلاسیک مانند موتزارت یا بتهوون و ... تفاوت هایی آشکار با بسیاری از موسیقی های قرن حاضر دارد.
    بله!، موضوع دوتا شد.
    اول اینکه اصلا اصطلاح موسیقی کلاسیک درست هست یا نه؟ و دوم اینکه آیا این اصطلاح به درستی بکار میرود یا خیر؟
    بکار بردن اصطلاح موسیقی کلاسیک برای کارهایی غیر از موسیقیدانان دوره کلاسیک نادرست بوده اما متاسفانه رایج است.
    بگونه ای که حتی اگر در بزرگترین فروشگاه های موسیقی در خارج از کشور هم بروید به وضوح قسمتی از فروشگاه را میتوانید ببینید که در بالای آن تابلو CLASSIC زده شده و در این قسمت انواع کارهای دوره های پیش از باروک، باروک، کلاسیک تا رمانتیک بفروش میرسد.
    چرا این لغت برای عنوان کردن سبک موسیقی طی این دوره های خاص بکار برده شده؟ شاید منظور از کلاسیک نوعی از موسیقی باشد که حالت جدی داشته باشد، اما مگر بسیاری از قطعات Jazz یا Rock جدی نیستند؟
    شاید منظور نوعی از موسیقی باشد که برتر است یا به قولی معنی موسیقی خوب را بدهد، که باز هم درست نیست. چون بسیاری از کارهای موسیقیدانان معاصر هستند در مقام مقایسه پا به پای کارهای بزرگان موسیقی گذشته عرض اندام میکنند.
    به نظر میرسد هر اصطلاحی که بخواهیم بکار ببریم جای اشکال دارد و واقعا تعریف دقیقی را نمیتوان برای سبک این دوره های موسیقی بیان کرد.
    اما یکی از جالبترین تعریف هایی که در کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان از "لئونارد برنستاین" آمده است این است که تفاوت موسیقی این دوره ها با موسیقی امروز بیشتر در تهیه پارتیتورهای دقیق هر ساز یا خواننده و تاکید بر اجرای مو به موی نت ها با احساساتی که آهنگساز مشخص کرده میباشد.
    مثلا با فرض توانا بودن نوازنده ها، اجرای یک کار کلاسیک توسط دو گروه ارکستر در دو جای مختلف دنیا نباید خیلی با هم متفاوت باشد.
    حال آنکه اگر قطعه Nice Work If You Can Get It از George Gershwin را که توسط Ella Fitzgerald و Stings (و خیلی های دیگر) اجرا شده گوش کنید خواهید دید که تفاوت های بسیاری دارند و در عین حال همه یک قطعه از Gershwin هستند.
    موسیقی دوره های باروک، کلاسیک و ... آنقدر دقیق و جدی تنظیم می شد که اگر نوازندگان کوچکترین تغییری در اجرای آن می دادند دیگر آن قطعه بنام اصلی خودش شناخته نمیشد.
    کما اینکه بارها دیده ایم هنگامی که گروه های ضعیف به اجرای کارهای کلاسیک می پردازند، این اجرا ها مورد قبول مخاطبین و منتقدین موسیقی قرار نمیگیرد اما موسیقی امروز اینگونه نیست، یک قطعه موسیقی pop را ممکن است ده ها نفر به صورت های مختلف اجرا کنند و نام آن همواره یکی باشد.
    Title: Adagio in G Minor

    Artist: Tomaso Albinoni

  2. 26 کاربر از mri1368 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. دیسکوگرافی والاموزیک

     

  4. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    184
    نوشته ها
    7

    Post نگاهی به سبک های موسیقی

    این پست، در ادامه ی پست قبلی بنده با عنوان "اصطلاح موسیقی کلاسیک" هستش:

    در تقسیم بندی دوره های هنری -از جمله موسیقی- بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود:
    اول دوره "باروک" که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی ادامه داشته.
    دوم دوره "کلاسیک" بین سالهای 1750 تا 1820.
    سوم دوره "رمانتیک" بین سالهای 1820 تا 1910.
    و بالاخره موسیقی "مدرن" یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز.

    طبیعی است که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد طی یک دوران گذر اتفاق بوده است که در آن مدت هنرمندانی بوده اند که با سبک هایی بینابین، آثار هنری خود را خلق میکردند.
    دوره رونسانس و قبل از آن هم برای خود تقسیم بندی های خاص دارد که در اینجا وارد آن مطالب نمی شویم و تنها به توضیح مختصر سه دوره باروک، کلاسیک و رمانتیک میپردازیم:

    دوران باروک

    لغت باروک در عالم هنر (نه فقط موسیقی) تقریبا معادل استادانه زینت دادن و یا ماهرانه درست کردن به کار میرود که از خصایص هنر این سالها بوده است.
    موسیقی این دوره همانند سایر هنرهای هم عصر خود یکسره بیانگر اشرافیت و قدرت حکومت های اروپایی بوده است.
    اگر به کارهای "رامبرانت" نقاش معروف هلندی که متعلق به این دوره بوده نگاه کنید یا حتی "کاخ ورسای" که مقر "لویی چهاردهم" در فرانسه بوده است را ملاحظه کنید میتوانید حسی بصری از هنر این دوران بگیرد.
    موسیقی باروک هم درست مانند سایر هنرها از این تزئینات بهره برده است.
    شاخص بزرگ و مشهور این دوره، "یوهان سباستین باخ" است.
    از دیگر بزرگان موسیقی این دوره می توان به "فردریک هندل"، "کلودیو مونتوردی"، "آرکانجلو کورلی" یا حتی "آنتونیو ویوالدی" آهنگساز قطعه مشهور "چهار فصل" اشاره کرد.
    از ویژگیهای موسیقی این دوره بطور قطع می توان از یگانگی -یا به بیانی یکنواختی- حالت موسیقی اشاره کرد. موسیقی دوران باروک اگر شاد شروع شود تا آخر شاد خواهد ماند یا اگر آرام و ملایم آغاز شود تا به انتها اینگونه خواهد بود.
    ریتم در موسیقی باروک نیز اغلب یگانه است و بندرت پیش می آید که در موسیقی ریتم تغییر کند.
    ساختار ملودی نیز از همین قانون پیروی میکند و معمولا تم اولیه بارها در طول موسیقی به صور و در سطوح مختلف، مثلا حالتهای سئوالی و جوابی تکرار میشود.

    دوران کلاسیک

    اگر کارهای "فرانسیسکو گویا" نقاش اسپانیایی را دیده باشید میتوانید ایده خوبی از دوران هنر کلاسیک بدست آورید. هنر در این دوران بیشتر متوجه سادگی و وضوح بود تا تزئینات ماهرانه و بعید است درعالم موسیقی بتوان کارهایی به سادگی اما در عین حال زیبایی و درخشش "موتزارت" پیدا کرد.
    "موتزارت" نمونه بارز و شاخص این سبک هنر در موسیقی است.
    برخلاف دوران باروک که یک قطعه موسیقی، حسی یگانه را القا می نمود در دوران کلاسیک حالت های متضاد در ارائه احساس در موسیقی پدید آمد.
    بنابراین نه تنها در یک قطعه ممکن بود طی چند موومان احساس القا شده در موسیقی تغییر پیدا کند، بلکه ممکن بود حتی در یک موومان نیز حالت یگانه ای وجود نداشته باشد و تم های متضاد موسیقی را تشکیل بدهند.
    انعطاف ریتمیک نیز از دیگر خصیصه های این سبک موسیقی بشمار می آید.
    شما در آثار باروک حس پیوستگی در ریتم دارید ولی در موسیقی کلاسیک به هیچ وجه اینگونه نیست. فراوانی سکوت ها و ضربه های غیر منتظره، چیزی است که به ندرت در موسیقی باروک دیده میشود.
    بر خلاف باروک، بافت موسیقی کلاسیک بیشتر هموفون است تا پلی فن. یعنی شنونده مجبور نسیت که حواس خود را جمع و تیز کند تا بیش از یک موضوع را در موسیقی دنبال کند. البته این موضوع صد در صد نیست اما بیشتر فضای حاکم بر یک قطعه کلاسیک اینگونه است.
    اما از شاخص ترین ویژگی های این سبک، سادگی و زیبایی ملودی های آن است. ملودیهایی که همگی حتی در میان افراد عامی جامعه که موسیقی نمیدانند بیاد ماندی بوده و قابل زمزمه کردن است.
    آهنگسازان کلاسیک حتی پی به اهمیت نغمه های ساده محلی برده بودند و از آنها در کارهایشان استفاده میکردند.
    غیر از "موتزارت" از سایر موسیقیدان های این دوره می توان به "هایدن" و "بتهوون" نام برد.
    هر چند "بتهوون" را می توان به نوعی از هنرمندان "کلاسیک رمانتیک" شمرد، چرا که بسیاری از کارهای آخر وی فضای "رمانتیک" دارند.
    موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک دارد و اقلا دو یا چند خط ملودی همواره توجه شنونده را بخود جلب میکند. به همین علت اغلب اگر شنوده حرفه ای نباشید، این موسیقی ها را شبیه به هم خواهید یافت.

    دوران رمانتیک

    هنرمندان این دوره، اغلب در درگیریهای زندگی خصوصی خودشون غرق میشدند و به جایی میرسیدند که به رویا و خیال پناه می آوردند و در این میان، هنری که از آنها خلق می شد هنری بود که واقعی نبود و به دنیای رویاها تعلق داشت.
    شاید جالب باشد بدانید که داستان معروف "فرانکشتاین" از جمله هنرهای داستان نویسی در دوره رمانتیک بوده است. داستانی غیر واقعی و کاملا خیالی.
    "ونگوگ" از نقاشان معروف دوران رمانتیک بوده و کارهای او کاملا ویژگی های این سبک را داراست.
    "شوپن" هم نمونه بارز از موسیقیدانان این دوره است.
    از دیگر بزرگان موسیقی این دوره می توان به "فرانتس شوبرت"، "روبرت شومان"، "فرانتس لیست"، "یوهان برامس" و یا "چایکفسکی" اشاره کرد.
    هنر این دوره خیلی زیاد به روحیات شخصی هنرمندان مرتبط بوده است.
    هنرمندی، ریتم های روان و در تلاطم دوست داشت و دیگری ریتم هایی استوار و محکم.
    هارمونی رنگارنگ و صد البته پر رنگ از دیگر ویژگی های موسیقی این دوره بود.
    از دیگر ویژگی های موسیقی این دوره استفاده بیش از حد از دینامیسم در موسیقی است، بطوریکه در یک قطعه بدون هیچ برنامه یا نظم خاصی، شما از ppp تا fff تغییرات دینامیکی داشتید.
    Title: Adagio in G Minor

    Artist: Tomaso Albinoni

  5. 21 کاربر از mri1368 بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  6. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    شماره عضویت
    1
    محل سکونت
    والاموزیک
    نوشته ها
    838

    پیش فرض

    با سلام خدمت شما

    من بشخصه تا چنین حدی اطلاعات در رابطه با موسیقی های دوران مختلف که به نوعی کلاسیک می خواندیم نبودم ، واقعا برای من جالب بود که تفاوت بین موسیقی باروک ، کلاسیک و رمانتیک رو بدونم و تشخیص هنرمندانی که مربوط به هر دوره هست .

    این یکی از مطالب بسیار ارزنده ایی است که اطلاعات مرا نسبت به موسیقی بالا برد و بیشتر از پیش مشتاق آموختن در باره موسیقی کلاسیک و دوران همسو با آن هستم.

    موفق باشید

    پینوشت : دو مطلب ادغام شد!



    Loves
    mysite : http://vmusic.ir

  7. 6 کاربر از vmusic بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  8. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضویت
    3597
    محل سکونت
    اسمان
    نوشته ها
    120

    پیش فرض

    مطالبتون کاملا ارزنده و مفید بود و تطبیق دوره ها با موسیقیدانان و هنرمندان نقاش خیلی به جا و دقیق بود و من بسیار بهره بردم و سپاس گزارم بابت این پست ارزشمند

  9. 5 کاربر از بیتا بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  10. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    4346
    نوشته ها
    2

    پیش فرض

    خیلی خوب بود من ازش کپی گرفتم تا دوباره هم بخونم.
    مثبت فکر کن تا مثبت اتفاق بیفته.

  11. 4 کاربر از Mosallas بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  12. Top | #6

    پیش فرض

    این موسیقی خیلی چیز عجیبی نیست و به طور ذاتی موسیقی برتری به حساب نمی­آید. فقط شاید بشود گفت آهنگسازی که موسیقی کلاسیک میسازد باید سواد موسیقی بیشتری داشته باشد و تلاش بیشتری بکند تا آهنگسازی که موسیقی رپ می­سازد. اما این دلیل نمی­شود تا به محض اینکه یک موسیقی رپ شروع شد .






    افراد دیگری موسیقی کلاسیک رو موسیقی هنری می نامند. باید برگردیم سر اینکه تعریف از موسیقی هنری چیست؟ اگر منظور موسیقی برتر است که جوابش را در خطوط بالایی دادیم، اگر منظور موسیقی است که خلاقیت در آن به کار رفته باشد، خوب مگر موسیقی گروه بیتل­ها خالی از خلاقیت است؟


    دسته­ی دیگری هم موسیقی کلاسیک را موسیقی ارکستری میدانند. راه دور نمی­روم و از متالیکا یا پینک فلوید مثال نمی­زنم. چند وقت پیش خانه­ی برادرم بودم و ماهواره روشن بود که یک دفعه دیدم یک گروه ارکستر سمفونیک قطعه­ای را می­نوازند و بعد آقایی شروع به خواندن کرد و نهایتا اسم آقا را انتهای قطعه نوشت، شاهکار بینش پژوه. همه میدانیم که آن قطعه پاپ است و در عین حال ارکسترال. از طرف دیگر، همه میدانیم نوکتورن های شوپن فقط با یک پیانو اجرا میشوند و در عین حال کلاسیک هم هستند.


    پس نهایتا باید تعریفی درست از موسیقی کلاسیک ارائه بدهیم. لئونارد برنشتاین در تعریف موسیقی کلاسیک گفته است:«به موسیقی کلاسیک میگوییم که دقیق باشد.»


    موسیقی دقیق یعنی چی؟ یعنی وقتی برای مثال «مشکی رنگ عشقه» از رضا صادقی را گوش میدهیم، ایشان شعری را در یک گام موسیقی با یک سازبندی خاصی خوانده­ اند. همین جناب آقای رضا صادقی ممکن است در کنسرتی که برگزار میکند برای اینکه راحت تر داد بزند یا نوازنده­های سازها راحت تر باشند یا… گامی که موسیقی استودیویی را در آن خوانده عوض کند و در گام متفاوتی بخواند. یا اینکه با سازبندی متفاوتی قطعه را اجرا کند. مثلا به جای اینکه گیتار کلاسیک ملودی اصلی رو بزند، گیتار الکتریک ملودی را بزند. ممکن است حتی خودش به تنهایی گیتار دستش بگیرد و فقط با یک ریتم گیتار و خواندنش موسیقی را اجرا کند (مثل کنسرتی که فرهاد در آلمان اجرا کرد و فقط خودش پیانو می­زد و همراهش می­خواند) با این حال که انقدر تغییر توی اجرای این موسیقی­ها داده شده باز هم ما «مشکی رنگ عشقه» از رضا صادقی را می­شنویم.


    اما در مورد موسیقی کلاسیک این اتفاق نمیتواند بیافتد، چون موسیقی کلاسیک دقیق است. آهنگساز تمامی ساز بندی، سرعت اجرای قطعه، گام و تمامی جزییات دیگر قطعه را مشخص می­کند و نوازنده­ها و رهبر ارکستر در تمامی نقاط دنیا و در تمامی زمان­ها باید دقیقا همان چیزی را اجرا کنند که آهنگساز خواسته است. برای مثال قطعه­ی «برای الیس» از لودفیگ فون بتهوفن باید فقط توسط یک پیانو اجرا شود. اگر یک گروه راک با گیتار الکتریک و درامز این قطعه را اجرا کند یا رهبر ارکستری آن را به صورت کاملا ارکسترال تنظیم و اجرا کند و یا حتی اگر روی دنده عقب ماشین­های شهرداری این قطعه پخش شود، این ها همه قطعاتی میشوند برگرفته از «برای الیس» که اثر بتهوفن است، نه اجراهای از خود اثر.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •