خوش آمدید به تالار گفتگوی والا موزیک
تالارهای گفتگوی والا موزیک یک انجمن تخصصی با محور موضوعات مربوط به موسیقی است که هدف اصلی آن ایجاد فضای تخصصی و افزایش علم و آگاهی کاربران ایرانی در زمینه موسیقی میباشد . کلیه موضوعات بصورت طبقه بندی شده ارایه شده و همه کاربران میتوانند با توجه به قوانین به بحث و تبادل نظر درباره موضوعات مطرح شده بپردازند.

دیسکوگرافی والاموزیک


کانال تلگرام والا موزیک

صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 54

موضوع: کتاب

  1. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    شماره عضویت
    833
    نوشته ها
    289

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Gipsy king نمایش پست ها
    این خیلی خوبه که شما مطالعه دارین و چیزای خوبی بلد بودین ولی این خیلی بده که شما نقد میکنین به چند دلیل یکی این که این نظر شخصی شماست و با یک رنگ و لعاب طوری اونو جلوه دادین که انگار نقل قول مستقیم از نیچه هست دوم این که با عقل به تنهایی میشه جواب اون سوالایی که نیازه به دست اورد اصالت عقل شاید از نظر شما ناقص باشه ولی از نظر خیلی های دیگه کامله در ضمن بازم تکرار میکنم قرار نبود شما بیایین نقد کنید مگر نه اصلا من هیچ کتابی رو معرفی نمیکردم اگه قراره سایت موسیقی رو به جای خود نمایی و شاخ وشونه کشیدن فلسفی تبدیل کنین که یه بحث دیگه هستش ........... نامه تمام
    جیبسی کینگ عزیز من از شما عذر خواهی میکنم . امیدوارم باز هم شاهد معرفی اثار بیشتری از سوی شما باشیم .
    زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است .


  2. 6 کاربر از Mojiba بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند


  3. دیسکوگرافی والاموزیک

     

  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    597
    محل سکونت
    کهکشان راه شیری
    نوشته ها
    72

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mojiba نمایش پست ها
    جیبسی کینگ عزیز من از شما عذر خواهی میکنم . امیدوارم باز هم شاهد معرفی اثار بیشتری از سوی شما باشیم .
    نیازی به معذرت خواهی نیست من فقط گفتم نقد نکنین همین شما خیلی هم عزیزی خیلی هم باسوادی حالا پیشونی تو بیار مممممممممممممم..................
    در ادب بی اضطراب زهریست برای مخالفان کم تاب.توجه نمودی.

  5. 5 کاربر از Gipsy king بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    597
    محل سکونت
    کهکشان راه شیری
    نوشته ها
    72

    پیش فرض دعوت

    از دوستان عزیز دعوت میکنم ضمن بازدید از این تایپک مفید سری هم به تایپکی که همین تازگی تو همین متفرقه درست کردم بزنن در باره گزیده سخنان اینشتین هستش هر شب چند تا بهش اضافه میکنم بیایید ببینید شاید براتون مفید باشه گاهی اوقات یه جمله کوتاه جرقه ای در ذهن ادم ایجاد میکنه که 100 تا فیلم و کتاب ایجاد نمیکنه
    ویرایش توسط Gipsy king : 10-13-2012 در ساعت 11:41 PM
    در ادب بی اضطراب زهریست برای مخالفان کم تاب.توجه نمودی.

  7. 4 کاربر از Gipsy king بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  8. Top | #14


    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    586
    نوشته ها
    178

    Arrow کل‌ عالم‌ صورت‌ عقل‌ کل‌ است‌

    نقل قول نوشته اصلی توسط Gipsy king نمایش پست ها
    این خیلی خوبه که شما مطالعه دارین و چیزای خوبی بلد بودین ولی این خیلی بده که شما نقد میکنین به چند دلیل یکی این که این نظر شخصی شماست و با یک رنگ و لعاب طوری اونو جلوه دادین که انگار نقل قول مستقیم از نیچه هست دوم این که با عقل به تنهایی میشه جواب اون سوالایی که نیازه به دست اورد اصالت عقل شاید از نظر شما ناقص باشه ولی از نظر خیلی های دیگه کامله در ضمن بازم تکرار میکنم قرار نبود شما بیایین نقد کنید مگر نه اصلا من هیچ کتابی رو معرفی نمیکردم اگه قراره سایت موسیقی رو به جای خود نمایی و شاخ وشونه کشیدن فلسفی تبدیل کنین که یه بحث دیگه هستش ........... نامه تمام

    "حقیقت توهمی است که به شدت پایداری می‌کند "
    "این خیلی بده که شما نقد میکنین ". چرا؟ چون :"یکی این که این نظر شخصی شماست".

    پرسش1: آیا شما نیز گفته آن دوست ارجمند را خُرده‌گیری می‌کنید بد نیست؟ آیا این هم به برهان سخن سنجی شخصی‌تان برنمی‌گردد؟ زود به دام نقد و برهان خود افتادید.اینگونه گُمان نمی‌کنید.


    "با یک رنگ و لعاب طوری اونو جلوه دادین که انگار نقل قول مستقیم از نیچه هست "


    پرسش2: رنگ و لعاب دادن به این گونه اندیشه به گمان من یک هنر است و شایانِ ارج‌گذاری. بفرمایید چگونه از درونمایه‌ی سخن ایشان باورمند نیچه‌ایسم در وی شدید؟
    نقد خرد، راندن خرد نیست. نیچه اهل اندیشه ورزی است، اما از آدم خرد شیفته و خردزَده گریزان است. مارتین هیدگر به برداشت خُرده‌گیریی و باریک بینی او از خردگرایی(عقلانیت) تیزنگری کرده و نیچه را خردستیز نمی‌داند.
    خرده‌گیری نیچه به خرد گونه‌های گوناگونی به خود می‌گیرد و می‌توان آن‌ها را دسته‌بندی کرد، همانگونه که یاسپرس بررسی و ترسیم کرده است.
    به باور نیچه ،خرد می‌تواند در زندگی آدمی زیانبار و آسیب رسان نیز باشد، به این چم (معنا) که آدم کنونی در گمراهی است اگر فکر کند که خرد پاسخ همه چیز را می‌دهد. به راستی ما شاهد دستاوردهای دانشوارانه هراس‌انگیز و زیانباری که آدم سده بیستم با خِرَد خود به دست آورده می‌باشیم. در مورد کارکرد بی‌ارزش خِرَد، نیچه می‌گوید: «اگر کارکرد آدمی تنها بر پایه خرد و خردپسندی بود، آدمی زمان‌های پیش از بین رفته بود».
    برخلاف اندیشمندانی که مدعی‌اند جهان بر خرد استوار است نیچه می‌گوید تنها بن‌پاره و مایه بخردانه‌ای که در جهان می‌شناسیم همین «رشته خِرَد» آدمی است و بس. برای نیچه رَوند ناسنجیده و زمخت جهان بر خِرَد و خردمندی استوار نیست و دانش ناچیز آدمی توانمند نیست بزرگی و شکوه کیهان را بشناسد. نیچه بیشتر به رَویه نابسامان و پریشان گیتی نگاه دارد و مانند هراکلیت گردش آن را بر جنگ و دوگانگی نیروهای هستی بنا می‌کند.

    دوست خردمندم ! این خوب است که نیچه را شناخته‌ای، اما من نیز ،وامی از این روی از نیچه نگرفته‌ام ،و تنها آگاهی دادم.بنابراین دانسته و آشکار نیست که من هم باورمند و گرونده به نیچه باشم یا نباشم. باز اینگونه گمان نمی‌کنید؟

    "اصالت عقل شاید از نظر شما ناقص باشه ولی از نظر خیلی‌های دیگه کامله "

    پرسش 3: گزاره به باورمند بودن "ناقص بودن عقل" به آن دوستمان دادید. پنداشت و بُرهان‌تان باز هم نمایان نیست. از کدام درونمایه‌ی سخن ایشان به این باور رسیدید.
    بفرمایید که مرادتان کدام است: Sense of authenticity یا rationalism ؟ خِرَد جزیی‌ (reason) یا خِرَد کل‌ (Universal Intelect) و یا شناخت (Knowledge) ؟.
    خِرَد هم‌ به‌ ماناکی intellectus یا nous است‌، و هم‌ به‌ ماناکی Ratio (یا Reason ) است‌. خِرَد هم‌ خورشیدی‌ آسمانی‌ است‌ که‌ در درون‌ انسان‌ می‌درخشد، و هم‌ بازتاب این‌ خورشید بر صحیفه‌ی‌ اندیشه است‌ که‌ Reason ( خِرَد جزیی‌) خوانده‌ می‌شود.

    کل‌ عالم‌ صورت‌ عقل‌ کل‌ است‌
    اوست‌ بابای‌ هر آنکه‌ اهل‌ دل‌ است‌
    جهد کن‌ تا پیر عقل‌ و دین‌ شوی‌
    تا چو عقل‌ کل‌، تو باطن‌ بین‌ شوی‌
    عقل‌ جزوی‌ عقل‌ استخراج‌ نیست‌
    جز پذیرای‌ فن‌ و محتاج‌ نیست‌
    عقل‌ جزوی‌، عقل‌ را بدنام‌ کرد
    کام‌ دنیا، مرد را بدنام‌ کرد
    این‌ جهان‌، یک‌ فکرت‌ است‌ از عقل‌ کل
    ‌ عقل‌ چون‌ شاه‌ است‌ و صورتها رسل‌
    چون‌ مَلَک‌ با عقل‌ یک‌ سررشته‌اند
    بهر حکمت‌ را، دو صورت‌ گشته‌اند

    "قرار نبود شما بیایین نقد کنید مگر نه اصلا من هیچ کتابی رو معرفی نمیکردم "

    این که هر دوی شما دوستان بزرگوار کتابی آشناسازی کردید. یعنی این‌که دیگران را هم در اندیشه‌هاتان بهره‌‌مند و شاید بهره‌ور کردید.بنابراین من و دیگر دوستان خواننده هم این هوده و راستی را داریم دیدگاه‌مان بیان کنیم. جدای از آن که بسیاری بسان مهمان بدین سوی می‌آیند. بنابراین کلیک بر روی دکمه تشکر بس و بسنده نیست. برای نمونه من با اندیشه‌ی نهفته در کتاب "اعترافات" روسو و "اخلاق" اسپینوزا چالش دارم، و به آسانی گفتار آنان را نمی‌پذیرم.اما آنان برایم تنها کتاب نیستند که گواه دو آدمیند با دو اندیشه بسیار اندیشمند. آشناسازی کتاب جای خود و گفتمان و جُستار و کاوش هم جای خود. چون از هم دلجویی کردید گمان نبرید که تمام شد.

    به هر روی از ارایه این‌گونه مطالب از شما سپاسگذارم و مناسب است نشان دهیم که دوستانی اینجا گردهم آمده‌اند که افزون بر آن‌که به دانش آهنگ‌ها ارج می‌نهند و به آن نیز باور داشته و هم اندیشی نیز می‌کنند. چرا که نشانی و پلاک این‌جا والاموزیک است؛با دوستانی فرهیخته و با پشتوانه‌ی فرهنگی فاخر و والا.
    افزون بر این من هم همانند MATRIX نازنین ،کتاب "اگر کوسه ها انسان می‌بودند" برتولت برشت( Eugen Berthold Friedrich Brecht ) را بیش ‌از آن دو کتاب دوست‌تر می‌دارم.

    پرسش آخر: به گمان شما آیا این فراز زیرین هم شاخه و شونه فلسفی می‌کشد؟

    "همراه نمایش، آهنگ‌های مسحور کننده‌ای هم می‌نواختند که بی اختیار ماهی‌های کوچولو را به طرف دهان کوسه‌ها می‌کشاند.
    در آن‌جا بی‌تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهی‌ها می‌آموخت که زندگی واقعی در شکم کوسه آغاز می‌شود."

  9. 6 کاربر از Ariyushin بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  10. Top | #15


    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    597
    محل سکونت
    کهکشان راه شیری
    نوشته ها
    72

    پیش فرض

    جواب سوال اول نه این گونه گمان نمیکنم من به این که ایشون اسپینوزا رو کتابشو گفتم که این کار رو نباید بکنید چون تصویر ناقصی از اون رو به یک باره توی ذهن خواننده القا میکنه فقط میگه خرد گرای افراطی این به افکار جهت میده ممکنه یه خواننده ای از ایشون تصویر بگیره و ازخود و اثار اسپینوزا متنفر بشه در صورتی که ممکنه مفید باشه براش نکته دوم من هیچ نقدی نکردم دوباره برو نوشته رو بخون شما با یه جهت گیری خاص به نوشته من نگاه کردی و برداشت خودتو گفتی من فقط گفتم که اگر کسی میخواد این کتاب رو بخونه چون میتونه مفید باشه جواب سوال دوم شما بفرمایید از کجا متوجه شدید که من فکر کردم ایشون از نیچه پیروی میکنه من فقط به این دلیل که اقای نیچه با اسپینوزا اختلاف تفکر دارن همون طور که خودتونم اشاره کردین ولا غیر دوست عزیز برای من مهم نیست که چه کسی به چه چیزی معتقد است برای من فقط این مهم است دوستان رو به تفکر دعوت کنم خیلی دوست دارم که جوابتون رو بدم ولی دغدغه این رو دارم که نکنه کسی از حرفام تصویر بگیره من چیزی برای گفتن ندارم که کی چطور بود و چه..... متاسفانه مثل خیلی های دیگه شما هم بجای طرح یک گره فلسفی یا یک مطلب که بازدید کنندگان رو به تفکر وادار کنه به تفسیر عقاید یک اندیشمند پرداختید من اون کتاب رو معرفی کردم که دوستان برن بخونن و فکر کنن نه این که بیام بگم اسپینوزا خوبه یا نیچه یا هایدگر یا شوپنهاور فقط و فقط همین جواب سوال سوم دوست عزیز یک نکته جالب شما بر اثر یک برداشت از ناقص که مد نظر من نبوده خود تون رو اذییت کردین ناقص بودن در این جا به معنی کافی نبودن به کار بردم اگر نوشته اون دوست عزیز رو خوب خونده باشید توش نوشته که چون گالیله چند تا مسئله کشف کرد همه فکر کردن با عقل میشه همه چی رو توضیح داد . دوست عزیز در این مورد هم متاسفانه خط قرمز های من اجازه نمیده یه چیزایی رو بگم جواب سوال چهارم شما گفتین که این که شما کتاب معرفی کردین . یعنی دیگران را از اندیشه هایتان بهره مند یا بهره ور میکنین میشه بپرسم شما از کجا به این قطعیت رسیدی که من خواستم دیگران از فکر من بهره مند بشن دوست عزیز یک کم فکر کن دقیق تر شو میبینی که تند رفتی نکته دوم قرار بود ما فقط کتاب اشنا سازی کنیم نه بحث و جدل بکنیم چون افرادی میان میبینن و ممکنه حق به جانب ما نباشه ولی طوری سخن رو قالب کنیم که دیگران گمراه بشوند دوست من فقط من و شما و اون شخص نیستیم که بحث میکنیم یه تعدادی دارن نوشته های ما رو میخونن من مسئولیت سنگین جهت دادن به فکر دیگری رو به عهده نمیگیرم اگه شما میخوای این کارو بکن ولی من فقط به فکر کردن دعوت میکنم جهت گیری به عهده خوشون میذارم این که از اسپینوزا خوششون بیاد یا نه دیگه به من ربطی نداره (یه مثال بود) مهم اینه که دوستان بتونن تفکر کنن از ذهنشون کار بکشن نه این که بیان بحث و جدل من و شما رو ببینن این که شما با اسپینوزا چالش داری به من ربطی نداره هر چند یه میل درونی میگه برو بهاش بحث کن شما باید خودت چالشتو برطرف کنی اون چیزی که فکر میکنی درسته همون باشه یه جمله این که شما گفتی گمان نبرید که با یک اشتی تمام شد. دوست من چیزی شروع نشده که تمام بشه . یه نکته به دوستمون گفتم که تصویر ذهنی از کتاب ها ارائه نکنند فقط و فقط همین ....... سوال پنجم در تمام این نوشته که داشتید بار ها منو به بحث و جدل و اظهار نظر دعوت کردین ولی دوست عزیز من نظری ندارم . در کل این تایپک من فقط یک بار اظهار نظر قطعی میکنم و اون هم اینه من به هیچ وجه بحث کردن رو راه مناسبی برای ترسیم ایدئولوژی نمیدونم نه شما روی من تاثیر میذاری نه من روی شما چون هر دوی ما میکوشیم حرف خودمونو به کرسی بشونیم و این باعث سفسطه و مقلطه هم میشه یعنی علاوه بر به باد دادن عمرمون روی دیگران ممکنه تاثیر بذاریم که اونم ممکنه منفی باشه در اخر اینم بگم توی اون معرفی نامت نوشتی گرایش به گفتار داری تا نوشته و کتاب متاسفانه من دقیقا برعکس شما هستم به همین دلیل با هم زیاد نمیتونیم جور شیم علتش اینه.... با تشکر جیپسی کینگ
    ویرایش توسط Gipsy king : 10-14-2012 در ساعت 04:39 PM
    در ادب بی اضطراب زهریست برای مخالفان کم تاب.توجه نمودی.

  11. 3 کاربر از Gipsy king بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  12. Top | #16


    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    شماره عضویت
    833
    نوشته ها
    289

    پیش فرض برادران کارامازوف

    برادران کارامازوف--- نویسنده : فئودور داستایفسکی--- ترجمه : صالح حسینی --- انتشارات : ناهید


    درباره ی کتاب : برادران کارامازوف [Brat’ja Karamazovy]. رمان فئودور میخایلوویچ داستایفسکی(1821-1881)،‌که در سالهای 1879-1880 منتشر شد. این رمان مهمترین اثر این نویسنده بزرگ روس است که هرچند از« جنایت و مکافات» از نظر ساخت نازل‌تر باشد، دارای آنچنان قوت و شدت دریافت و تحلیلی است که آن را به شمار یکی از باارزش‌ترین دستاوردهای ادبیات اروپایی نیمه دوم سده نوزدهم درمی‌آورد.
    مان برادران کارامازوف در وضع موجود به صورت وقایع‌نگاری ناقصی به نظر جلوه می‌نماید که داستان کینه شدید برادران کارامازوف را نسبت به پدر، در چارچوب یکی از شهرهای کوچک روسیه، روایت می‌کند.
    ین رمان نمونه آن چیزی است که در دوران افول ناتورالیسم، «رمان افکار» خوانده شد و صحنه نمایش اضطرابهای روح اروپایی گردید. داستایفسکی در هیچ‌یک از آثار دیگر خود به این خوبی نشان نداده است که ادبیات باید برای آشکار ساختن مسائل بی‌شماری به کار رود که برآدمی بار شده‌اند، بی‌انکه در دل به وجود آنها اذعان کنیم یا جرئت مقابله با آنها را داشته باشیم. برادران کارامازوف در مجموع تحلیل مشروح نفسانیات انسانی از دیدگاه اخلاقی محض است.
    جوهر رمان برادران کارامازوف در همین افسانه نهفته است:‌ جلوه عشقی که در این افسانه مستتر است- عشقی که در دل زوزیم سالخورده وآلیوشا مملو است- اساساً جنبه عرفانی دارد. این افسانه از آن جهت بسیار مهم است که دو نیروی فایق در نفس داستایفسکی را می‌نمایاند: از سویی، ایمان به نیکی پنهان در فطرت آدمی، آن نیکی که صورت مسیحایی همبستگی بی‌حد و مرز انسانی بروز می‌کند؛ از سوی دیگر، علم به وجود شقاوتی انسانی که پیوسته به راندن آدمی به سوی غرقاب گرایش دارد. با این تلقی کاملاً پاسکال‌مآبانه- چیزی بیش از آنچه بتوان سایه‌ای نسبتاً نحس و نامیمونش خواند- با هم درمی‌آمیزند و این دو عامل چندان خلط می‌شوند که تمیزشان از یکدیگر دشوار است. در این بازی پنهانی، که نیکی و بدی در یکدیگر رخنه می‌کنند و در کارگردانی این عناصر، بدان‌سان که ناچیزترین پندار یا کردار بازیگران اصلی، بازتاب آنها باشند، می‌توان یکی از انگیزه‌های اساسی فلسفه وهنر داستایفسکی را بازشناخت و مقصود از بسط و پرورش بعدی این رمان، که حاوی سرگذشت آلیوشا در زمان اعتکاف او در صومعه‌ای است، اثبات پیروزی وضع عرفانی است بر منطق غیرانسانی ایوان و ثنویت ذاتی آدمی-وضعی عرفانی که با نشان اخوت و صلح کل شاخص می‌گردد. داستایفسکی نیز همواره تلاش داشت به همین اخوت و صلح کل برسد بی‌آنکه، به خلاف تولستوی، هرگز بتواند آن را در دستاورد هنری خود جامه عمل بپوشاند. (برگرفته از سایت کتابناک)

    چند جمله از کتاب :

    1: ا
    یمان در ادم واقع بین از معجزه نشأت نمی گیرد بلکه معجزه از ایمان نشأت می گیرد .
    2: از خودتان شرمگین مباشید که مایه ی تمام گرفتاریهاست.
    3: کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد به چنان بنبستی می رسد که حقیقت درون یا پیرامون را تمییز نمی دهد.
    4: عاشق شدن به معنی دوست داشتن نیست . ممکن است عاشق زنی بشوی و در عین حال از او نفرت داشته باشی .
    5: ان چه برای عقل شرم اور است برای دل زیبایی است و نه چیز دیگر .
    6: به خاطر اجبار به تقدیس نمایی خشمی پنهانی در درونش غلیان می کند .
    7: بهتر ان باشد که هر کسی زندگی را بیش تر از هرچیز دیگری در دنیا دوست داشته باشد .
    8: برای ادم یک روز کافی است تا سعادت را بشناسد .
    9: ادمی دوست میدارد سقوط و بدنامی عادلان را ببیند .
    10: قرض دادن پول یعنی از دست دادن دوستان .

    ویرایش توسط Mojiba : 10-15-2012 در ساعت 05:23 PM
    زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است .


  13. 7 کاربر از Mojiba بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  14. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    شماره عضویت
    1
    محل سکونت
    والاموزیک
    نوشته ها
    838

    پیش فرض

    ممنون Mojiba عزیز ، کتاب خوبی به نظر می رسه حتما سعی می کنم بخونمش



    Loves
    mysite : http://vmusic.ir

  15. 3 کاربر از vmusic بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  16. Top | #18


    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    شماره عضویت
    833
    نوشته ها
    289

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط vmusic نمایش پست ها
    ممنون Mojiba عزیز ، کتاب خوبی به نظر می رسه حتما سعی می کنم بخونمش
    خواهش میکنم . برای من کتابی تاثیر گذار بود . امیدوارم برای شما هم مفید باشه.
    زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است .


  17. این کاربر از Mojiba بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده است

  18. Top | #19


    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    597
    محل سکونت
    کهکشان راه شیری
    نوشته ها
    72

    پیش فرض

    بله همین طوره این رمان از مشهور ترین رمان های جهان هستش والا موزیک عزیز از mojiba به خاطر معرفی این کتاب حسابی تشکر میکنم سلیقه عالی داری پسر
    در ادب بی اضطراب زهریست برای مخالفان کم تاب.توجه نمودی.

  19. 2 کاربر از Gipsy king بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

  20. Top | #20


    تاریخ عضویت
    May 2012
    شماره عضویت
    586
    نوشته ها
    178

    Lightbulb دریافت کتاب رمان دو جلدی " برادران کارامازوف"

    می گویند: "اگر کسی کتابی را به دیگری داد ، باید دستش را شکست؛ و اگر آن کس کتابت را برگرداند ، می‌بایست دو دستش را شکست ." بدور از این مطایبه ، من دوبار این کتاب را تهیه کردم و هر دوبار هم دوستانی اهل مطالعه و مطالبه به رسم امانت بردند و آن اندازه خوب بود که باز پس نیاوردند.(دستم را نشکستم ، اما منتظر مانده‌ام بازپس آورند تا دو دستشان را به یک‌جا بشکنم) . اکنون بدینگونه (دیجیتال)تهیه کرده‌ام و در کنار انباشت دیگر کتاب‌های دیجیتال در دستگاه‌های همراه همیشه با خود دارم .چنانچه در بین گفتگوها میان دوستان نیاز شد به بُن نوشتار دسترسی دارم. به راستی با معجزت دیجیتال ، یک کتابخانه سیار همیشه می‌توان با خود داشت.
    برای دریافت این رمان فاخر به‌این نشانی‌ها بروید:
    دانلود جلد نخست
    http://s1.picofile.com/file/68431398...eld_1.zip.html
    دانلود جلد دوم

    http://s1.picofile.com/file/68431559...eld_2.zip.html
    مناسب دیدم به نقدها و برداشت‌هایی در این‌باره شما را واگذار کنم.
    *مفتش بزرگ و روشنفکران رذل داستايوسکیبرداشت داریوش مهرجویی را به این نشانی بخوانید.
    *دو دیگر نوشتار" بررسی رمان برادران کارامازوف اثر داستایفسکی " نیز خواندنی است.

    برگرداننده‌های گوناگون نام این نویسنده را به گونه‌های ناهمسانی به فارسی نوشته‌اند: «داستایوفسکی»، «داستایِفسکی» و «داستایِوسکی» که به گمان آخرین نزدیک به واگویش نام او در زبان انگلیسی است و به همان رخساره در فارسی نگارش شده‌است. خشایار دیهیمی در ترجمه‌ی زندگینامه‌‌ی داستایوسکی نوشته‌ی ادوارد هلت کار نام او را به شکل «داستایفسکی» آورده‌است.
    نام کوچک او نیز در نوشتارهای برگردانده شده به گونه‌های «فیودور» و «فیودور» آمده‌است.

  21. 5 کاربر از Ariyushin بخاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند

صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •